مشاغل قدیمی زنان ایذه ای در آستانه فراموشی؛ وقتی هنر سنتی باید کاربرد تازه‌ای پیدا کند
مشاغل قدیمی زنان ایذه ای در آستانه فراموشی؛ وقتی هنر سنتی باید کاربرد تازه‌ای پیدا کند
مشاغل قدیمی ایذه در آستانه فراموشی؛ وقتی هنر سنتی باید کاربرد تازه‌ای پیدا کند.

آژانس خبری ایذه (ایزنا) ؛  در گوشه‌هایی از ایذه هنوز می‌توان ردپای مهارت‌هایی را دید که سال‌ها بخشی از زندگی مردم این منطقه بوده‌اند؛ مهارت‌هایی که نسل به نسل منتقل شده و محصول دست استادکارانی هستند که با ابزارهای ساده، بخشی از نیازهای خانواده و جامعه را تأمین می‌کردند.

قالی و گلیم‌بافی، چوقابافی، نمدمالی، وریس‌بافی و دیگر دست‌ساخته‌های سنتی، فقط چند عنوان از مشاغل و هنرهایی هستند که همانند بسیاری از مناطق لر و بختیاری نشین با فرهنگ و شیوه زندگی مردم منطقه پیوند خورده‌اند.

اما امروز شرایط تغییر کرده است؛ سبک زندگی عوض شده، تولید صنعتی جای بسیاری از تولیدات سنتی را گرفته و قدرت خرید خانوارها نیز نسبت به گذشته محدودتر شده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که  چگونه مشاغل قدیمی ایذه را حفظ کنیم؟  بلکه باید پرسید:  این مشاغل چگونه می‌توانند در اقتصاد و زندگی امروز جای تازه‌ای پیدا کنند؟

وقتی تولید صنعتی رقیب دست‌های هنرمند می‌شود؛ شاید فرش دست‌بافت روشن‌ترین نمونه این تغییر باشد.

تولید یک فرش دست‌بافت ممکن است ماه‌ها زمان ببرد و حاصل ساعت‌ها کار یک یا چند بافنده باشد؛ محصولی که علاوه بر مواد اولیه، ارزش مهارت، زمان و هنر بافنده را نیز در خود دارد. در مقابل، تولید ماشینی امکان عرضه فرش با قیمت پایین‌تر و در مدت زمان بسیار کوتاه‌تر را فراهم کرده است.

برای خانواده‌ای که با محدودیت اقتصادی مواجه است، طبیعی است که در هنگام خرید، قیمت و توان مالی نقش مهمی داشته باشد. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت همه خانوارها برای تأمین نیاز روزمره خود سراغ فرش دست‌بافت بروند؛ به‌خصوص زمانی که گزینه‌های ماشینی با قیمت پایین‌تر در بازار وجود دارد.

این مسئله را نمی‌توان صرفاً با دعوت مردم به خرید صنایع‌دستی حل کرد. بازار تغییر کرده و صنایع‌دستی نیز برای ادامه حیات به بازار جدید نیاز دارد.

  همه چیز مثل گذشته مصرف نمی‌شود/تغییر تنها به فرش محدود نیست

برخی محصولات سنتی مانند نمد، وریس و بعضی از بافته‌های مورد استفاده در زندگی عشایری، زمانی بخشی از وسایل کاربردی زندگی بودند، اما امروز با تغییر سبک زندگی و ورود کالاهای جدید، بسیاری از کاربردهای سنتی خود را از دست داده‌اند. این تغییر را نمی‌توان نادیده گرفت.

قرار نیست زندگی امروز دوباره دقیقاً شبیه زندگی چند دهه قبل شود و محصولاتی که زمانی یک وسیله ضروری بودند، همان نقش را در خانه‌های امروزی داشته باشند، اما از بین رفتن یک کاربرد، الزاماً به معنای پایان یک هنر نیست.

 گاهی یک هنر برای زنده ماندن، باید کاربرد تازه‌ای پیدا کند/از کالای مصرفی تا عنصر دکوراسیون

یکی از راه‌های قابل بررسی برای ادامه حیات این مشاغل، تغییر نگاه به محصول است؛ یعنی بخشی از صنایع‌دستی از یک کالای مصرفی روزمره به یک محصول  تزئینی، هنری و هویتی تبدیل شود.

گلیم، نمد، وریس، چوقا و دیگر بافته‌های سنتی می‌توانند در طراحی داخلی خانه‌ها، رستوران‌ها، کافه‌ها، هتل‌ها و اقامتگاه‌های بوم‌گردی مورد استفاده قرار گیرند.

یک تکه گلیم یا نمد می‌تواند به دیوارکوب، رومیزی، کوسن یا بخشی از طراحی داخلی تبدیل شود؛ وریس و دیگر بافته‌های سنتی نیز می‌توانند در کنار عناصر مدرن، بخشی از هویت بصری یک فضای تجاری یا گردشگری را شکل دهند.

در چنین مدلی، مشتری الزاماً برای تأمین یک نیاز ضروری به سراغ محصول نمی‌رود؛ بلکه برای زیبایی، اصالت، هویت محلی و متفاوت بودن فضا هزینه می‌کند.

این تغییر بازار می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد.  قرار نیست فرش دست‌بافت با فرش ماشینی رقابت قیمتی کند و فرش دست‌بافت نیز شاید نیازمند همین تغییر نگاه باشد.

اگر قرار باشد فرش دست‌بافت در بازار صرفاً با معیار قیمت با فرش ماشینی مقایسه شود، رقابت برای تولیدکننده سنتی دشوار خواهد بود.

اما فرش دست‌بافت می‌تواند به عنوان یک محصول هنری و هویتی معرفی شود؛ محصولی که ارزش آن فقط در پوشاندن کف خانه خلاصه نمی‌شود و ویژگی‌هایی مانند طرح، بافت، اصالت، زمان تولید و داستان فرهنگی پشت آن نیز بخشی از ارزش محصول است.

از سوی دیگر، تولید ابعاد کوچک‌تر، تابلوفرش، گلیم‌های تزئینی، کوسن، دیوارکوب و سایر محصولات کم‌حجم‌تر می‌تواند امکان دسترسی گروه بیشتری از مشتریان را فراهم کند در این صورت، مخاطب مجبور نیست برای خرید یک محصول دست‌بافت حتماً هزینه یک فرش بزرگ را بپردازد.

  گردشگری؛ بازاری که می‌تواند به کمک صنایع‌دستی بیاید

ایذه از ظرفیت‌های تاریخی و طبیعی قابل‌توجهی برخوردار است و همین موضوع می‌تواند صنایع‌دستی را به بخشی از زنجیره گردشگری شهرستان تبدیل کند.

گردشگر فقط برای دیدن یک اثر تاریخی یا طبیعت منطقه هزینه نمی‌کند؛ اقامت، غذا، حمل‌ونقل، سوغات و خرید محصولات محلی نیز بخشی از اقتصاد گردشگری است.

اگر صنایع‌دستی ایذه بتواند در کنار جاذبه‌های گردشگری معرفی شود، یک گردشگر می‌تواند به مشتری محصولی تبدیل شود که شاید در بازار روزمره خود هیچ‌گاه به دنبال آن نباشد.

اینجاست که گلیم، چوقا، نمد، وریس و دیگر محصولات سنتی می‌توانند از یک کالای محلی به  سوغات و نماد هویت ایذه  تبدیل شوند.

برای تحقق چنین بازاری البته تنها تولید محصول کافی نیست؛ معرفی حرفه‌ای، بسته‌بندی، قیمت‌گذاری مناسب، فروش اینترنتی، حضور در بازارچه‌ها و اتصال تولیدکننده به مراکز گردشگری نیز اهمیت دارد.

  خانه صنایع‌دستی؛ یک فرصت، نه پایان ماجرا

در سال‌های اخیر موضوع ایجاد زیرساخت برای حمایت از صنایع‌دستی ایذه نیز مطرح شده است. از جمله در سال ۱۴۰۴ اعلام شد ساختمان رنگرزی سنتی سابق شهرستان برای ایجاد «خانه صنایع‌دستی» در اختیار هنرمندان قرار می‌گیرد و قرار است بخشی از این مجموعه به کارگاه تولیدی و بخشی به رنگرزی سنتی اختصاص پیدا کند.

چنین فضاهایی می‌توانند محلی برای آموزش، تولید، نمایش و فروش محصولات باشند؛ اما ماندگاری مشاغل سنتی به یک ساختمان یا یک بازارچه محدود نمی‌شود.

اگر هنرمند محصول تولید کند اما مشتری نداشته باشد، اگر جوان آموزش ببیند اما درآمدی از این مهارت به دست نیاورد و اگر محصول محلی نتواند به بازار گردشگری یا فروش آنلاین راه پیدا کند، زنجیره حمایت ناقص باقی خواهد ماند.

  نسل جدید؛ حلقه‌ای که نباید از این زنجیره حذف شود

شاید مهم‌ترین مسئله برای آینده این مشاغل، انتقال مهارت به نسل جدید باشد.

مهارتی که تنها در اختیار تعداد محدودی استادکار سالخورده باقی بماند، در معرض خطر فراموشی قرار دارد؛ اما جوان زمانی حاضر به یادگیری یک حرفه می‌شود که بداند این مهارت می‌تواند برای او درآمد و آینده شغلی ایجاد کند. بنابراین آموزش به تنهایی کافی نیست و آموزش باید به بازار وصل شود.

جوان باید بداند اگر گلیم یا چوقا بافت، محصولش کجا فروخته می‌شود؛ اگر نمد تولید کرد، چه کسی مشتری آن است و اگر محصولی طراحی کرد که با نیاز امروز هماهنگ باشد، چه بازاری برای آن وجود دارد.

  حفظ سنت به معنای بازگشت به گذشته نیست

شاید مهم‌ترین نکته درباره مشاغل قدیمی همین باشد؛ حفظ یک حرفه سنتی به این معنا نیست که باید تمام کاربردهای گذشته آن را دوباره به زندگی امروز برگرداند.

زندگی تغییر کرده است و طبیعی است که بسیاری از کالاهایی که زمانی ضروری بودند، امروز کاربرد کمتری داشته باشند. راه حفظ این هنرها می‌تواند  تطبیق آنها با زندگی امروز  باشد.

نمد می‌تواند بخشی از دکور یک کافه باشد، گلیم می‌تواند دیوار یک اقامتگاه بوم‌گردی را زینت دهد، وریس می‌تواند در طراحی یک فضای گردشگری استفاده شود و بافته‌های سنتی می‌توانند در قالب محصولاتی کوچک‌تر و کاربردی‌تر وارد خانه‌های امروزی شوند.

در این نگاه، صنایع‌دستی قرار نیست با کالاهای صنعتی در زمینه قیمت و سرعت تولید رقابت کند؛ بلکه باید بر ویژگی‌هایی تکیه کند که کارخانه نمی‌تواند به‌سادگی جایگزین آن شود: دست‌ساز بودن، هویت محلی، اصالت و داستانی که پشت هر محصول وجود دارد.

ایذه؛ گذشته‌ای که می‌تواند در اقتصاد امروز ادامه پیدا کند

مشاغل قدیمی ایذه بخشی از حافظه فرهنگی این منطقه هستند، اما برای زنده ماندن نباید فقط در قاب خاطرات باقی بمانند.

حفظ این مشاغل زمانی معنا پیدا می‌کند که استادکار بتواند از مهارت خود درآمد داشته باشد، جوان انگیزه‌ای برای یادگیری پیدا کند و محصول تولیدشده بتواند مشتری خود را در بازار امروز پیدا کند.

شاید آینده صنایع‌دستی ایذه نه در بازگشت کامل به گذشته، بلکه در  پیدا کردن جایگاهی تازه در زندگی امروز  باشد؛ جایی که هنر سنتی در کنار معماری و دکوراسیون مدرن، گردشگری، فروش اینترنتی و بازار سوغات قرار بگیرد.

در چنین شرایطی، آنچه از گذشته به امروز رسیده، مجبور نیست همان شکل و همان کاربرد گذشته را حفظ کند؛ کافی است هویت و مهارتی که پشت آن قرار دارد، فراموش نشود.

چرا که گاهی برای نجات یک شغل قدیمی، لازم نیست مردم را به استفاده از گذشته برگردانیم؛ کافی است برای آن هنر،  در زندگی امروز جای تازه‌ای پیدا کنیم.

خبر مرتبط: ۱۸ سال در فهرست آزمایشی یونسکو؛ پرونده جهانی ایذه به کجا رسید؟

انتهای پیام/