آژانس خبری ایذه – ایزنا ؛ در خیابانهای ایذه، گاهی ویترین میوهفروشیها شبیه نقشهای از کشاورزی ایران است؛ گوجهفرنگی شیراز، هندوانه چابهار و خلیلآباد، خربزه مشهد، توتفرنگی کردستان، انگور شیراز و سبزیهایی که از شهرهای دیگر به این منطقه میرسند. اما در میان این همه نام و نشان، جای یک نام خالی است: ایذه؛ شهری که ظرفیتهای اقلیمی و کشاورزی آن میتواند بسیار بیشتر از آن چیزی باشد که امروز در سبد تولیدش دیده میشود.

ایذه؛ ظرفیتی که میتواند به قطب تولید محصولات کشاورزی تبدیل شود
ایذه، در میان بسیاری از شهرهای خوزستان، از آبوهوایی متفاوت و ظرفیتهای قابل توجه کشاورزی و باغداری برخوردار است. منطقهای که میتوانست با برنامهریزی درست، تنها به کشت محصولات سنتی محدود نماند و بخشی از زمینهایش را به تولید محصولات متنوع، اقتصادی و حتی صادراتی اختصاص دهد. اما واقعیت امروز چیز دیگری است.
بخش عمدهای از کشاورزی منطقه همچنان حول محصولاتی مانند گندم میچرخد؛ محصولی ارزشمند و ریشهدار که سالهاست جایگاه خود را در فرهنگ و اقتصاد کشاورزی منطقه حفظ کرده است. در کنار آن، تولید برخی محصولات دیگر نیز انجام میشود، اما اغلب به شکل محدود، پراکنده و مقطعی؛ محصولاتی که گاهی چند روز یا نهایتاً چند هفته در بازار دیده میشوند و سپس دوباره تا فصل بعد خبری از آنها نیست. مساله ایذه، نبود ظرفیت نیست؛ مساله، تبدیل نشدن ظرفیت به یک برنامه پایدار تولید است.
کشاورز زمانی میتواند از یک الگوی قدیمی فاصله بگیرد که بداند محصول جدید چه مزیتی برای او دارد، چگونه باید آن را تولید کند، بازارش کجاست، چه مقدار آب نیاز دارد و چه حمایتی در مسیر تولید دریافت خواهد کرد.
اگر سالها پیش، مجموعههای متولی کشاورزی و باغداری منطقه، بر اساس ظرفیتهای اقلیمی و منابع موجود، چند محصول مناسب را شناسایی و برای آنها الگوی مشخصی طراحی میکردند؛ اگر به کشاورزان آموزش داده میشد، مزارع پایلوت ایجاد میشد و نتیجه این تجربهها در اختیار دیگر کشاورزان قرار میگرفت، شاید امروز ایذه تنها نامی در میان شهرهای تولیدکننده گندم و جو نبود.
انگور یکی از همین فرصتهاست
انگور؛ محصولی که میتواند در صورت انتخاب رقم مناسب، آموزش صحیح، مدیریت باغ و ایجاد زنجیره فروش، از یک تولید پراکنده به یک ظرفیت اقتصادی تبدیل شود.
اما موضوع فقط انگور نیست
گوجهفرنگی، خیار، سبزیجات و طیف دیگری از محصولات باغی و زراعی نیز میتوانند متناسب با فصل، شرایط اقلیمی و الگوی مصرف آب منطقه مورد بررسی قرار گیرند. حتی اینکه بخشی از سبزی مورد نیاز بازار ایذه از شهرهای دیگر تأمین میشود، خود میتواند نشانهای باشد از اینکه هنوز بخشی از ظرفیت تولید محلی به شکل مطلوب فعال نشده است. البته قرار نیست کشاورزی ایذه یکشبه متحول شود. قرار نیست هر محصولی را صرفاً به امید اینکه «در اینجا جواب میدهد» وارد زمینهای کشاورزی کنیم.
تحول واقعی، نیازمند مطالعه، آزمایش، آموزش، حمایت و بازار است
میتوان چند محصول مناسب را بر اساس شرایط خاک، آب، اقلیم و اقتصاد کشاورزی منطقه انتخاب کرد؛ برای هرکدام یک یا چند مزرعه پایلوت ایجاد کرد؛ نتیجه را سنجید و سپس الگوی موفق را به کشاورزان دیگر منتقل کرد. در چنین مدلی، کشاورز صرفاً دریافتکننده یک توصیه اداری نیست؛ او شریک یک طرح اقتصادی است.
از سوی دیگر، مساله آب نیز نباید در این برنامه نادیده گرفته شود. امروز روشهای نوین آبیاری، اصلاح الگوی کشت و انتخاب محصولات متناسب با منابع آبی میتواند کمک کند که توسعه کشاورزی الزاماً به معنای مصرف بیشتر آب نباشد. اتفاقاً یکی از نشانههای یک برنامه حرفهای این است که تولید بیشتر را با مصرف منطقیتر منابع دنبال کند.
ایذه اگر بخواهد به معنای واقعی کلمه «قطب کشاورزی» باشد، باید از مرحله شعار عبور کند
قطب کشاورزی بودن با چند عکس در کنار یک مزرعه، افتتاح یک طرح کوچک یا برداشت مقطعی یک محصول اثبات نمیشود. زمانی میتوان از شکلگیری یک قطب تولیدی سخن گفت که تعداد قابل توجهی از کشاورزان منطقه در یک زنجیره مشخص تولید قرار گرفته باشند؛ محصول، بازار، بستهبندی، فرآوری و برند داشته باشد و نام ایذه در بازار شهرهای دیگر نیز شناخته شود.
تصور کنید روزی در بازارهای اهواز، شیراز، اصفهان یا دیگر شهرهای کشور، محصولی با بستهبندی مشخص عرضه شود که روی آن نوشته باشد: «انگور ایذه» یا «محصول باغداران ایذه» آن روز دیگر کشاورزی صرفاً تولید یک محصول برای مصرف روزمره نیست؛ تولید هویت اقتصادی یک شهر است.
خبر مرتبط: شهرک دامپروری؛ پیشدرآمدی برای کارخانه بزرگ لبنیات در ایذه
- نویسنده : وحید اورکی






















































